دلنوشته های من و عشق غیرممنوعم!

وقتی باران عشق باریدن گرفت هرگز چتری بر ندارید .

دلنوشته های من و عشق غیرممنوعم!

وقتی باران عشق باریدن گرفت هرگز چتری بر ندارید .

باغچه کاکتوس های عاشق



پاهایت همیشه آماده‌ی همراهی  ست

و دستانت همیشه آماده‌ی نوازش

 برای جوانه‌های تازه‌ی گلدان دلم

آفتاب می‌شوی و می‌تابی برای رویش

و در این شلوغی شهر

سایه‌بان میشوی برای خستگی ‌هایم

چه رنگین‌کمانی می‌شوی وقتی دلتنگم‌ و غمگین

و چه عطربهاری داری وقتی به پاییز سرد و ساکت می‌رسیم

چه پیاده باشیم و در حال قدم زدن

چه سوار بر تاکسی قدیمی در امتداد خیابان طالقانی

تو لبخند میزنی  و دستانم را می فشاری

و چقدر عمیق می‌شود فهمید که تو توانمندی

نه تنها برای عشق ورزیدن

بلکه برای جان بخشیدن به خیالبافی‌های کودکانه‌من

و آرام کردن ترس‌های شبانه‌ام

تو کنار منی نه فقط برای آنکه دوستم بداری

بلکه لحظاتت را با من شادمانه تر میسازی

و می‌دانی که کوله‌بار مسئولیت‌هایت

در کنار من شیرین‌تر می‌نماید

و چه عادت زیباییست

اینکه پاهایت همیشه آماده‌ی همراهی  ست

و دستانت همیشه آماده‌ی نوازش ...