دلنوشته های من و عشق ممنوعم!

وقتی باران عشق باریدن گرفت هرگز چتری بر ندارید .

آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

راز خوشبختی  چاپ

تاریخ : جمعه 29 اردیبهشت ماه سال 1391 در ساعت 11:22 PM



من خوشبختم

    من عاشقم و خوشبختم

           من تو را دارم و خوشبختم


خوشبختی 

مهربانی توست

و عشق بی انتهایت

     عشقی که خالصانه نثار من می کنی

           بی بهانه و تردید


خوشبختی دنیای ساختنی ماست

دنیایی که در آن

ما دو عاشق همیشه با هم هستیم

دنیایی که اطرافیان با حسرت به ما می نگرند

دنیایی که با دستهای کوچک من

و دل آسمانی تو ساخته شده


خوشبختی نگاه بی قرار توست

            و لبخند پر از شادی من

دستان قدرتمند توست

             و اندام ظریف و نازک من

لحظه شماری دیدار توست

               و دل بی تابتر من


راز خوشبختی من

   حضور رویایی و مهربان توست

         بودنت برای همیشه...


راز خوشبختی تو

     خواستن بی انتهای من است

          خواستنت برای همیشه...


راز خوشبختی ما

       در شاخه گلی است شاید

و یا سخاوت قلبهایمان

که عشق را

در زرورقی از احساس

به یکدیگر می بخشیم

         عشقی برای همیشه...



به قلم زن | پیوند این خاطره | 0 یادگاری

رنگین کمان زندگی من  چاپ

تاریخ : سه شنبه 26 اردیبهشت ماه سال 1391 در ساعت 6:47 PM


این روز ها خیلی به تو فکر می کنم

به روزها و لحظه های با تو بودن

به لحظه هایی سراسر خاطره

سراسر شور و عشق 

روزهایی که قبل از آمدن تو این همه رنگی نبود

این همه پر شور نبود


یادت هست گفتی من رنگین کمان زندگی تو هستم

حالا می خواهم بگویم تو هستی

تویی که رنگین کمان زندگی منی

...

شنبه هایم را قرمز می کنی

به شوق دیدار دوباره 

و به امید یک هفته دیگر با تو بودن 

یکشنبه هایم را آبی رنگ می زنی

به یاد آبی آسمان در هوای قدم های ما

و دستان به هم گره خورده

که انگار کسی نمی تواند آنها را از هم جدا کند


دوشنبه هایم را به رنگ نارنجی

پر از هیجان با تو بودن

پر از نشاط شیطنت های کودکانه تو 


سه شنبه هایم را سفید

بی غم بی غصه

انگار که با تو بودن غم دل می زداید

نمی دانم چه سری است در نگاهت که پاک میکند هرچه بی تابی است.


چهارشنبه هایم را نیلی می کنی

پر از لطافت پر از ظرافت

و من درود میفرستم به خدا به خاطر این همه زیبایی 

به خاطر این همه مهر که در دل تو نهاده است

 

و پنج شنبه...

پنج شنبه های من به رنگ بنفش است

هم پر از عشق با تو بودن

هم نگران جدایی از تو

 هم پر از خاطرات زیبا

هم پر از تمنای وصال تو 


و بالاخره جمعه فرا می رسد

جمعه های من بی رنگ نیست

جمعه های بدون تو و به یاد تو

جمعه های من هفت رنگ است

به یاد همه روزهای با تو بودن

آخ که چه شیرین است مرور خاطرات زیبای هفت روز رنگین


آری من هم هر روز یک رنگ می شوم

درست همانند تو

که صادقانه رنگ عشق را به من نشان دادی

تویی که با شعرهایت من را به اوج غرور می بری

واقعا لیاقت می خواهد

مخاطب شعر های تو بودن

آیا من لایق این همه عشق هستم؟


به قلم مرد | پیوند این خاطره | 0 یادگاری

چقدر پنج شنبه ها بی تو دلگیر است  چاپ

تاریخ : پنجشنبه 21 اردیبهشت ماه سال 1391 در ساعت 1:04 PM


http://lemna.persiangig.com/124578701723.jpg


چقدر دلم هوایت را کرده

چقدر با تو بودن را می خواهم
چقدر پنج شنبه ها بی تو دلگیر است
چقدر بی انگیزه و سوت و کور
چقدر...


هر لحظه تو را می خواهم
حضورت را
وجودت را
بودنت را
حتی نه
کمتر از آن
به صدایت هم قانعم


دلم فقط تو را می خواهد
حتی برای اندکی

چقدر جای خالی ات

خودنمایی می کند



دلم بهانه می گیرد
بچگی می کند


هوا چه دلتنگ است
و خیابان ها چه دلگیر
کاش کنارم بودی

شاید دلم آرام می گرفت

چقدر بی قرارم

چقدر تو را می خواهم
چقدر با تو بودن را می خواهم

به قلم زن | پیوند این خاطره | 0 یادگاری

به تو نزدیک تر...  چاپ

تاریخ : یکشنبه 3 اردیبهشت ماه سال 1391 در ساعت 09:04 AM


در  تلاطم این لحظه های طوفانی

      در لابه لای این بودن های دردآلود

            در بی قراری این سر در گمی های سرد

              بیا اندکی کنار هم بیاساییم


در هوای با هم بودن

   در هوای با هم نفس کشیدن

        در هوای یکدیگر را خواستن


در شکستن حصار فاصله ها

در گریختن از نگاه های سنگین

در لحظه های تردید و اضطراب


بیا قانون های بی رحم را نقض کنیم

مهم نیست به کجا می رسیم

آزادی درون ماست

آزادی آغوش بی دریغ توست


بگذار حرارت نفس هایت را لمس کنم

بگذار ساعت ها کنار تو بنشینم

به تو خیره شوم

و هر لحظه بی تاب تر...


تو قهرمان بزرگ داستان های منی

که موانع را بی معنا می کنی

و داستان زندگی ام را می سازی

که ارزش هزار بار شنیدن را دارد


به من نزدیک تر شو

تصویر زنده ی مرا ببین

ببین که چگونه دل در گرو عشق پاک تو

خالصانه دستانت را می فشارم


مرا تا بیکرانه های رویا ببر

برایم آهنگی بساز

شعری بگو

تصویری بکش

قلمی بتراش

با من زندگی کن

به من لبخند بزن

شادی و غمت را به جان خریدارم

اگر اندکی به من نزدیک تر شوی...



به قلم زن | پیوند این خاطره | 0 یادگاری

بر شانه های تو...  چاپ

تاریخ : جمعه 25 فروردین ماه سال 1391 در ساعت 5:01 PM


بر شانه های تو

    بر شانه های محکم و مردانه ی تو

        بر شانه های پر مهر و امن تو

           بر شانه های گرم و خواستنی تو

باید تکیه کرد

    باید بوسید و بویید

      باید عطر نفس هایت را تا بیکران شنید


بر شانه های تو

     آن پناهگاه امن و آسوده

اگر می شد سر بگذارم

و از یاد ببرم

هر چه دل کوچکم را می آزارد

          آن وقت تمام دنیا مال من می شد

تمام دنیا

    جمع می شد

        در یک لحظه از آغوش تو

و یک دنیا آرامش ابدی

         به قلب من روانه می شد


بر شانه های تو

     بر شانه های بهاری و پر عشق تو

             این رویای مطلق و همیشگی

می توان تا ابد آرمید

     و عطر ماندگارش را نفس کشید

                 و مست شد



شانه های تو

       سایه سار عشق من است


شانه های تو

        قصه ی بی پایان من است


شانه های تو

         آرزوی همیشگی من است


مرا از شانه هایت جدا مکن

                  تا همیشه ...


به قلم زن | پیوند این خاطره | 0 یادگاری

روز شکفتن تو...  چاپ

تاریخ : شنبه 19 فروردین ماه سال 1391 در ساعت 09:07 AM

تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net


باران احساسم را

      بر پنجره ی چشمانت پذیرا باش

تپش های قلبم را
        با آهنگی دلنواز گوش سپار

درخشش ستارگان آسمانم را
        با پرتوهای خورشید نگاهت
                  پیوند بزن

عشق همیشگی مرا
         در امتداد زمان
                 از یاد مبر


تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net

این است تنها هدیه من

برای روز شکفتن تو

در این روز
    هزاران بار می بوسمت

و تقدیم وجود ارزشمندت می کنم
       این ثانیه های زنده بودنم را

دوستت دارم مرد رویاهای من
          دوستم بدار آرزوی دست نیافتنی من....


اس ام اس برای تبریک گفتن روز تولد

به قلم زن | پیوند این خاطره | 2 یادگاری

من دیوانه نیستم...  چاپ

تاریخ : دوشنبه 14 فروردین ماه سال 1391 در ساعت 00:11 AM



من دیوانه نیستم

         تنها اندکی دلتنگ توام

اندک که نه

       کمی بیشتر از آن

               دیگر بیقرار توام


من تنها نیستم

         فقط از تو دورم

از عشق جاودانم

فقط چشم انتظار لحظه ای هستم

که آغوشت را

با یک دنیا احساس

به رویم باز ببینم


من غمگین نیستم

      تنها اندکی حرف دارم برای گفتن

و تو را می خواهم

     برای درد دل کردن

            گلایه کردن

                 و شکایت از دوری ات



من غریبه نیستم

     تنها دستان تو را گم کرده ام

         در میان این آدمها

که فرسنگ ها از دل من و تو

فاصله دارند


من گریه نمی کنم

  فقط اندکی احساس

       قطره قطره از چشمانم می چکد

و سپیدی این صفحه را عاشق می کند


من دلواپس نیستم

    تنها اندکی ترک برداشته است

         این قلب کوچک و ساده

که نوازش های مهربان تو را کم دارد


من دیوانه نیستم

   تنها عاشقم

        اگر عاشقی دیوانگیست

من دیوانه ی توام

ای شاهزاده ی دست نیافتنی من...

به قلم زن | پیوند این خاطره | 1 یادگاری

رنگین کمان زندگی من  چاپ

تاریخ : دوشنبه 7 فروردین ماه سال 1391 در ساعت 11:55 AM

 


روزهایم می آیند و می روند

ساعت هایم سپری می شوند

ثانیه هایم تمام می شوند

لحظه هایم می گذرند

و دیگر باز نمی گردند

اما

اما تو را دارم

تویی که در تک تک لحظه هایم حضور داری

تویی که به روزهایم رنگ می زنی

تویی که رنگین کمان زندگی منی

...

شنبه هایم را قرمز می کنی

عشق را در زرورقی از احساس

به قلب عاشقم هدیه می کنی

 

یکشنبه هایم را بنفش رنگ می زنی

با یک دیدار ساده شادم می کنی

و نفس نفس محبت

روانه ی دل کوچک من می کنی

 

دوشنبه هایم را به رنگ آبی

روحم در دستانت

آرام آرام پرواز می آموزد

اوج می گیرد

و از این زمین خاکی دل می کند

 

سه شنبه هایم را نارنجی

شاداب و با نشاط

غرق در سرور و شادمانی

دستانم را محکم می گیری و می دویم

می خندیم و فریاد می زنیم

 

چهارشنبه هایم را نیلی می کنی

مهربان می شوی

مهربان تر از هر روز

محبت را از تک تک کلماتت می فهمم

آرام نزدیک گوشم زمزمه می کنی

تا همیشه مرا دوست خواهی داشت

 

و پنج شنبه...

امان ازین پنج شنبه های سبز

با نگاه سبزت جوانه می زنم

با جذبه ات رشد می کنم

و در دستانت شکوفه می دهم

تو با لبخند آغوشت را به رویم می گشایی

و قد کشیدنم را نظاره می کنی

من سبز می شوم

 

و بالاخره جمعه فرا می رسد

جمعه های بی رنگ

جمعه های بی تو ولی به یاد تو

پس جمعه های بی رنگ نه، سفید

جمعه های سفید،

مشتی خاطره بر روحم می پاشی

چشمانم را می بندم

هیس...

دارم تو را می شنوم

نزدیک منی

نزدیک تر از هر روز

 

هر روز یک رنگ می شوم

درست همانند کودکی

که صادقانه رنگ پاکی عشق را می گیرد

و شعر هایی می سازد که تو باور کنی

آیا لایق رنگین کمانی شدن هستم؟

 

به قلم زن | پیوند این خاطره | 0 یادگاری

بهترین هدیه تولدم...  چاپ

تاریخ : شنبه 5 فروردین ماه سال 1391 در ساعت 9:05 PM





امروز بهترین هدیه من تو بودی

     دیدن تو بعد از این همه دوری

             میدونی که چقدر دلم برات تنگ شده بود...


بهترین هدیه من بوسه ی نرم و لطیف تو بود

     روی گونه های سرد من

           میدونی چقدر بوسه هات آرومم میکنه...


بهترین هدیه من لبخند شیرین تو بود

    با اینکه کامت تلخ بود

           میدونی لبخندت همه ی زندگی منه...


بهترین هدیه من داشتن قلب مهربونته

       با اینکه همش مال من نیست

              میدونی چقدر به قلب دریایی ات وابسته ام...


زیباترین جمله ی تولدم رو از تو شنیدم:


تولدت مبارک عشق همیشه من

میدونی عشق همیشگی تو بودن آرزوی منه...


به قلم زن | پیوند این خاطره | 0 یادگاری

تولدت مبارک!!  چاپ

تاریخ : شنبه 5 فروردین ماه سال 1391 در ساعت 11:13 AM


عشق من چه خوب شد که به دنیا اومدی

و
چه خوبتر شد که همه دنیای من شدی


بهترین آهنگ زندگی من تپش قلب توست

 و قشنگ ترین روزم روز شکفتنت.

 

امروز سالروز توست و من نمی دانم چه هدیه ای برایت بخرم

آنچه خریدنی است، بی شک لایق تو نیست

عزیزم هدیه من برات یه دنیا عشقه


یاد قلبت باشد , یک نفر هست که اینجا
بین آدمهایی , که همه سرد و غریبند
تک و تنها به تو می اندیشد
و دلش برای تو پر می کشد.


نمیدانم با کدام جمله دوستت دارم را برایت انشا کنم
اما کاملتر از این چیزی ندارم 


تولدت مبارک عشق همیشه من .        

          
             

به قلم مرد | پیوند این خاطره | 0 یادگاری

عیدت مبارک عزیزم  چاپ

تاریخ : سه شنبه 1 فروردین ماه سال 1391 در ساعت 9:36 PM



بهار

  فصل تولد تو

     فصل تولد من

         فصل عشق ما

باز از راه رسید


لحظه ی تحویل سال

     همان لحظه که به یاد منی

             همان لحظه که به یاد توام

کنار تو بودن را می خواهم

     و آرزوی بهترین ها را برایت دارم


یکسال دیگر هم گذشت

     یکسال دیگر از عمر دوستی ما گذشت

                        یکسال دیگر به تو نزدیک شدم


کسی چه می داند

که یکسال خاطره

به تقویم زندگی ما اضافه شد

زندگی عاشقانه ی ما...


خوشا به حال من

                   که تو را دارم

عشق زیبای تو را

که مرا به اوج می رساند

زیبا می شوم

و تا انتهای این دنیای پر از خالی

با حضور تو شاد می شوم


بهار من، آمدن توست

فصل رویش من ، دیدار توست

و شکفتن من

         در دستان پر احساس توست


به کنار من بیا

با من بخوان:

      تن پوش تازه بر تن و

                      گم شدنم تو آینه

       وقتی که تو کنارمی

                      هر روز نوروز منه...


عیدت مبارک عشق همیشگی من

      عشق همیشگی ولی ممنوع من

            عشق همیشگی و ممنوع و خواستنی من

...


به قلم زن | پیوند این خاطره | 0 یادگاری

تکرار 731، تکرار نهایت عشق  چاپ

تاریخ : یکشنبه 28 اسفند ماه سال 1390 در ساعت 09:41 AM


عشق بازی ما باز تکرار شد

آغوش، آرمیدن، شادی بی وصف

تکرار    تکرار    تکرار


کلبه ی کوچک عشق ما

    سرشار از عشق بود

           و احساس


تو می گفتی:

   آنچه در اینجا جریان دارد

            عشق است


و من جمله ات را کامل می کنم

   آری عشق است، عشق تو

               مهربانی بی انتهای تو

                   بوسه های شیرین تو

              و نوازش دستهای قدرتمند تو...


تجربه ی دوباره ی عشق بازی با تو

     یعنی کم کردن فاصله ها

          و بعد ... انفجار احساسات

و تصاحب کامل قلب دختری

     که جز به لبخندهای تو

          به هیچ نمی اندیشد


من شریک توام

   شریک خاطرات خوش تو

       شریک احساسات زیبا و ممنوع تو

             شریک عشق ورزیدن تو

                  و شریک رویاهای بی نظیر تو


تو نیز همراه منی

    همراه بچگی کردن های من

       همراه شادی های گاه و بیگاه من

           همراه نوشته های عاشقانه ی من

                و همراه ارتباط قلبی من


باور نمی کنم که این واقعیت باشد

   با تو زندگی کردن

           مثل رویاست


فکر کنم همچون دخترک قصه ها

   جادو شده ام

        و در رویاهایم

با تو که سوار بر اسب سفید آمده ای

      روز و شب زندگی می کنم


آری

   من با تو روز و شب زندگی می کنم

حتی اگر 731 تمام شده باشد

حتی اگر کلبه ی عشق به پایان رسیده باشد

 

من با خاطرات شیرینش 

       همچنان در خیالم عشق بازی می کنم

و رویای تو رو داشتن

       همچنان آرزوی دیرینه ی من می شود


و یک برگ به دفتر زندگی ما اضافه شد

     یک برگ قرمز به رنگ عشق

و یک خاطره ی شیرین

   و یک قلب عاشق تر از قبل

...

به قلم زن | پیوند این خاطره | 0 یادگاری

لحظه دیدار نزدیک است  چاپ

تاریخ : پنجشنبه 25 اسفند ماه سال 1390 در ساعت 7:33 PM

لحظه دیدار نزدیک است

باز من دیوانه ام، مستم

باز می لرزد،

دلم، دستم

باز گویی در جهان دیگری هستم


های! نخراشی به غفلت گونه ام را،

تیغ 
های، نپریشی صفای زلفکم را،

دست 


و آبرویم را نریزی،

دل

ای نخورده مست


لحظه ی دیدار نزدیک است



به قلم مرد | پیوند این خاطره | 0 یادگاری

چهارشنبه سوری  چاپ

تاریخ : سه شنبه 23 اسفند ماه سال 1390 در ساعت 11:27 PM


http://www.hannover.ir/wp-content/uploads/2012/03/SmS_4shanbe-soori_Hannover.IR_.jpg



چهارشنبه سوری به راه انداخته ایم

سرخی تو از من ...

      زردی من از تو...


اما با داشتن همراهی مثل تو

چهارشنبه سوری هم

لذت بخش می شود

و هیجان انگیز

و خاطره ای می شود

در گوشه ی قلبم

و آهسته می خوانم...


لبخند تو از من

    قهقهه های من از تو


مهربانی چشمان تو از من

    برق نگاه من از تو


دستهای گرم تو از من

     شیطنت کودکانه ی من از تو


شعرهای زیبای تو از من

      نوشته های رنگارنگ من از تو


بوسه های گرم تو از من

     گونه ی شرم آگین من از تو


داغی عشق تو از من

     حرارت بی دریغ لبهای من از تو


دوستت دارم گفتن های تو از من

     همیشه بیادتم گفتن های من از تو


قلب بی ریای تو از من

             دل عاشق من از تو

...


می بینی؟

می بینی دوست همیشگی روزها و شبهای من

می بینی عشق پاک و خالص من

می بینی همدم لحظه های عاشقی من

می بینی؟

چهارشنبه سوری به راه انداخته ایم


همه ی زندگی تو از من

      یک لحظه عاشقی من از تو...

به قلم زن | پیوند این خاطره | 0 یادگاری

پرانتز باز ( ...  چاپ

تاریخ : دوشنبه 22 اسفند ماه سال 1390 در ساعت 00:15 AM




دوستت دارم ولی

پرانتز باز  ( ...

   ...

ادامه نمی دهم


کلمات مرا محدود می کنند

نمی گذارند شروع کنم داستانی را

که نهایت بزرگی عشق را نشان می دهد


من با واژه ها قهرم

و آشتی نخواهم کرد

مادامی که مرا می آزارند

و یا می گریانند


من با جمله ها درگیر می شوم

وقتی نفسم

میان زنجیرهایشان گیر می کند


من با عبارات دشمنی می کنم

وقتی حرف دل مرا

آنچنان در هم می پیچند

که هرگز از آن بیرون نمی آیم


من از نوشته ها می گریزم

وقتی پشت دیوار شیشه ای عشق

روح مرا

با انبوهی از عشق

تنها می گذارد


من از شعرها دلگیر می شوم

وقتی

نجواهای شبانه ی مرا

به دست فراموشی می سپارد


من با لبهایم وداع می کنم

آنگاه که نمی توانم با تو سخن بگویم

یا حتی حرف دلم را ...


پس مثل خودت

ساده می نویسم

دوستت دارم

ولی ( ...

پرانتز را هرگز نمی بندم...


به قلم زن | پیوند این خاطره | 0 یادگاری
   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>

منوی اصلی

  • صفحه نخست
  • نسخه موبایل
  • عناوین مطالب وبلاگ
  • تماس با من

آخرین خاطرات

  • راز خوشبختی
  • رنگین کمان زندگی من
  • چقدر پنج شنبه ها بی تو دلگیر است
  • به تو نزدیک تر...
  • بر شانه های تو...
  • روز شکفتن تو...
  • من دیوانه نیستم...
  • رنگین کمان زندگی من
  • بهترین هدیه تولدم...
  • تولدت مبارک!!
  • عیدت مبارک عزیزم
  • تکرار 731، تکرار نهایت عشق
  • لحظه دیدار نزدیک است
  • چهارشنبه سوری
  • پرانتز باز ( ...
  • لیست عناوین خاطرات

گذشته ها

  • بهمن 1389  (12 خاطره)
  • اسفند 1389  (10 خاطره)
  • فروردین 1390  (24 خاطره)
  • اردیبهشت 1390  (24 خاطره)
  • خرداد 1390  (25 خاطره)
  • تیر 1390  (22 خاطره)
  • مرداد 1390  (16 خاطره)
  • شهریور 1390  (10 خاطره)
  • مهر 1390  (5 خاطره)
  • آبان 1390  (9 خاطره)
  • آذر 1390  (4 خاطره)
  • دی 1390  (4 خاطره)
  • بهمن 1390  (5 خاطره)
  • اسفند 1390  (9 خاطره)
  • فروردین 1391  (7 خاطره)
  • اردیبهشت 1391  (4 خاطره)

نویسندگان

  • زن (111)   
  • مرد (79)   
تعداد بازدیدکنندگان : 27933





powered by blogsky.com